هر شهر و مکانی بنابر ویژگی ها،آداب و رسوم مردمانش ،یا مکان های زیارتی و سیاحتی که دارد،معروفیتی می یابد. برخی از شهر ها را باستانی میدانند.بعضی دیگر از شهر ها با فعال بودن مراکز خریدشان، شهرت یافته اند، بعضی دیگر آن قدر جاهای دیدنی دارند و یا به قول دیگر جاهای دیدنی در تبلیغات برایشان درست کرده اند، که به یک مکان گردشگری آوازه یافته اند. در بین این بازار رنگارنگ از آداب و سلایق، از غذاها و فرهنگ های متنوع و متفاوت و بعضا متضاد گرفته تا یادگارهای انقلاب و جنگ، تاریخ معاصر، تاریخ یاستان و حتی ماقبل تاریخ، برخی دیگر به سبب فرهنگ مذهبی و مکان های سنتی و دینی که دارند، معروفیت پیدا کرده اند.

مردمان شهرها گاه درآمد عمده شان مربوط به همین سرمایه های شهر و دیارشان است.

گاهی آن قدر شغل مربوط به این سرمایه ها در آن شهر بوجود آمده است که غالب مردم از راه همین مشاغل امرار معاش می کنند. در میان شهرهای کشور اسلامی مان، دزفول به سبب داشتن برخی ویژگی های منحصر به خودش، از بقیه متفاوت تر است. در میان تاریخ دانان و افرادی که تاریخ باستان خوانده اند، دزفول شهری است باستانی است با تمدنی چند هزار ساله. شهری که در گذشته دور در سرزمین کهن محوریت داشته است. در نظر گردشگران آثاری که در دزفول وجود دارند که تا حدودی نشان دهنده قدمت زیاد آن هستند، شهری است دیدنی. اصلا در این مورد نیاز به گردشگران خبره و کار بلد نیست، افرادی که به عنوان مهمان به این شهر می آیند غالبا به این نکته اذعان دارند.

وجود خاک حاصلخیز و همچنین آب فراوان به سبب چاههای آب شیرین و همچنین نعمت برخورداری از رودخانه ای با آب زلال و شیرین، مثل دز عزیز، پوشش گیاهی نسبتا انبوهی را در این شهر باعث شده است. سرمایه دیگر این شهر مربوط به جمعیت و همچنین موقعیت استراتژیک آن در شمال استان خوزستان و همچنین جنوب غربی کشور است. وجود تاسیسات نظامی زمینی و هوایی در این شهرستان، گویی به مانند عضوی از یک بدن است. تولید سالنه هزاران هزار شاخه گل، تولید انبوه غلات و مرکبات و... از امتیازات کشاورزی این منطقه است.

نقش دزفول در پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مان و حوادث پس از آن تا به امروز نیز پررنگ است. هنوز خیابان های مرکزی شهر صدای تظاهرات و تکبیرهای مردم را فراموش نکرده اند. هنوز صدای منادی که مردم را به جهاد علیه دشمن غاصب فرا می خواند، به یاد دارد. تاریخ جنگ تحمیلی بدون ذکر رشادت و ایثار مردمان این دیار، ابتر و ناقص است.

از سوی دیگر دزفول را چهارمین حرم اهل بیت(ع) می خوانند. دزفول را شهر هزار مسجد می دانند. رنگ مذهب در این مرز و بوم به برکت خون شهدایش پررنگ است. عاشورای دزفول نیز، عاشورایی است پرشور. اما صد حیف که قلم ناتوان و زبان قاصر از بیان شور و عشق محرم دزفول است. اصلا مناسبت های مختلف مذهبی به ویژه در ایام شهادت و یا ولادت حضرات معصومین(ع)، حال و هوای این شهر را متفاوت می کند.

این گوشه ای از ویژگیهای این شهر است. اما براستی کدامیک از اینها سرمایه های دزفول و دزفولی ها است؟ کدامیک از اینها می تواند معرف دزفول باشد؟ و اصلا یک دزفولی به کدامین اینها می تواند بنازد؟

حرف من این است که همه این ها از آثار و مکان ها تا عقاید و احوالات مردم همه از سرمایه های دزفولند. دزفول با داشتن تمام اینها دزفول است و این خود وظیفه دزفولی ها را در حراست و نگهداری از این ویژگیهای ممتاز و از این عقاید، بزرگ و برای آینده خود و شهر، سرنوشت ساز می کند. این اجتماعات خودجوش مردم در ایام شهادت و ولادت اهل بیت(ع) بزرگترین سرمایه دزفول است. همین مساجد، همین جو مذهبی که بر فضای شهر سنگینی می کند.... .

همین جشن بزرگی که در دزفول به مناسبت میلاد امام مهدی(عج) در شب و روز نیمه شعبان برگزار می شود، از بزرگ سرمایه های دزفول است.( کمتر جایی جشن مردمی به این بزرگی دارند.)

هرچند که شاید برخی افراد که احتمالا نسبت به بدی عملشان جاهلند، ممکن است  متاسفانه با هنجارشکنی و یا حتی در مواردی با زیر پا گذاشتن احکام الهی موجبات ناراحتی فرزند زهرا(ع) را فراهم کنند، اما نباید از این نکته غافل شد که فضای کلی شهر، خوب و ان شاالله مورد رضای الهی است. در این زمینه  نیز حرف بسیار است- از مدیریتی که مسئولان فرهنگی و حتی سایر مسئولان شهر و منطقه می توانند ایفا کنند تا حضور بهتری که مردم می توانند داشته باشند که در فرصتی دیگر بیان خواهد شد اگر خدا بخواهد... .