فرار به جلو


بیش از 17 روز به کار رسمی آقای روحانی باقی نمانده است؛ منتخبی که شاید ماه عسل سیاسی متفاوتی را تا اینجای کار، طی کرده است. موافقین و مخالفین گفتمانی اش همه در سعی و تلاشند تا با او دیداری کنند و تبریکی بگویند. بی شک خیل ارادت ها به جناب ایشان در فاز اول تا معرفی کابینه ادامه خواهد یافت. اما به نظر می رسد وقتی اعضای کابینه به صورت رسمی رسانه ایی شدند، انتقادها نسبت به ایشان فراتر رود. اما این ظاهر ماجراست. به نظر من آقای روحانی در حال سپری کردن روزهای سختی هستند. هر چند اکثر قریب به اتفاق سیاسیون کشور و حتی شخص رئیس جمهور فعلی که تا قبل از این سابقه نداشت به دیدار منتخب رفته اند اما با وجود این به نظر می آید آقای روحانی نگران موضوعی دیگر باشند.


آرمان و اعتماد و آفتاب یزد و ابتکار و ابرار و شرق و روزان و بهار به دروغ سختی کار دولت یازدهم را سختی شرایط فعلی کشور بخصوص در زمینه اقتصادی وانمود میکنند. چند روزی است بعضی از این ها تیتر می زتتد و سرمقاله می نویسند که شرایط اداره کشور سخت شده و گویی دولت یازدهم ویرانه ای را تحویل خواهد گرفت. این کار ضمن اینکه یک فرار رو به جلو از سوی رسانه های مدعی حمایت از آقای روحانی محسوب می شود، به نوعی کتمان مساله و چالش بزرگتری است که منتخب با آنها سروکار دارد.


رسانه های مدعی حمایت از دولت جدید تا می توانند مثل دیگر ایام 8 سال گذشته علیه آن سیاه نمایی کنند تا بعدا بشود در صورت عدم وعده های انتخاباتی و ما بعد آن، حرفی داشته باشند و بگویند ما از اول گفتیم! اما خود و احتمالا اطرافیان آقای منتخب نیک می دانند که سختی کار آنها شرایط کشور که شدیدا سیاه نمایی می شود نیست بلکه سختی کار آنها میراث دار خوبی برای احمدی نژاد بودن است. احمدی نژادی که دولت های با حجم کار بسیار بالا را مدیریت کرد و به امر پیشرفت کشور شتاب بخشید.

آنها سیاه نمایی می کنند که هم احمدی نژاد و هم دولت هایش را به زعم خود تضعیف کنند و هم در میان مدت بهانه ای داشته باشند.


به نظرم همه این نوع تلاشها در سطح رسانه است و سختی کار آقای روحانی مساله ایی جز این مسایل است. آقای روحانی این روزها با سهم خواهانی مواجه است که می خواهند ایشان و رای ایشان را مصادره کنند. ژنرال هایی که همین طور که از عنوانشان بر می آید خود ژنرالند و نیازی به مدیر بالا دستی ندارند! خود اهل درایت و تدبیرند و خود فرماندهی خواهند کرد.


آقای روحانی باید در این مبارزه حامی و امانتدار خوبی برای مردمی باشد که با امید به آینده حماسه ایی بی نظیر آفریدند. بی شک کمترین انتظارشان مردمی بودن کابینه و چیدمان و گزینش اطرافیان رئیس جمهور است. برای آقای روحانی دعا می کنم که از این مهم برآیند.

 

تی فرنگ: رسانه هایی که سیاه نمایی می کنند مدعی حمایت از آقای روحانی هستند و نه لزوما حامی واقعی. اساسا این رسانه جزو رسانه های "خود به دیگری چسبان" هستند! 

قدر عافیت


در این روزها

که ناامنی و نبود آسایش

در کشورهای اطراف ما احساس میشه

و خبر بی ثباتیشون فضای اخبار جهانی رو پر کرده

خدا رو شکر که ما به فضل الهی

و بابت خون شهدایمان

و به همت مسئولان دلسوز امنیتی

و یاری مردم شهیدپرور و مقاوم

کشوری داریم امن

مرزها صیانت می شوند

و امنیت بالایی در کشور بر قرار است.

خدا کند عراق و بحرین هم آرام بگیرند...

پاپی زاده و دانشگاه


چند روز پیش بنری با یک طراحی زشت و شلوغ در محدوده بیمارستان بزرگ دزفول به چشمم خورد که بر روی آن عباراتی با این مضمون نوشته شده بود: دانشکده علوم پزشکی دزفول با تلاشهای بسیار آقای مهندس پاپی زاده به دانشگاه تبدیل شد.

بعد از صحبت با یکی از دوستان در این باره  چند سوال برام پیش اومد که تا امروز نه تنها جوابش رو پیدا نکردم بلکه به مراتب بیشتر ذهن مرا درگیر کرده اند.

امروز همچنین دیدم در بنرهایی بزرگ با طراحی زیبا که به بعضی از تابلوهای تبلیغاتی شهر نصب شده بودند آقای پاپی لطف کرده اند و عکسی گرفته اند و درشت چاپ کرده اند که تلاشهای ما بالاخره جواب داد و دانشکده، دانشگاه شد...

همگان می دانند که روند دانشگاه شدن یک مجموعه علمی خیلی تقلا و دوندگی خاصی لازم ندارد و معمولا این چنین است که بعد از بدست آوردن یک سری از فاکتورهای مربوطه، مجتمع به دانشکده و دانشکده به دانشگاه تبدیل می شود. البته ممکن است بیان شود که امکانات سخت افزاری دانشگاه را ما جور کرده ایم؛ ما بودیم که فلان تجهیز را کردیم و یا ما بودیم که فلان زمین را مصالحه کردیم و قس علی هذا...

من می گویم: جناب آقای مهندس، گیرم که شما مجدانه تلاش کرده اید و توانسته اید در این موفقیت نقشی ایفا کنید اما سوال اینجاست که استانداری و یا در مرتبه بالاتر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در این باره هیچ تلاشی نکرده اند؟!

اگر جوابتان به این سوال منفی باشد (که بعید است) باید بگویم بی شک جذب اساتید محترم ( و به نوعی اکثر امکانات نرم افزاری) این مجموعه از عهده شما خارج است و هیچ کسی جز مدیریت آن مجموعه و در کنار آن امکانات شهری دزفول نقشی در آن نداشته اند و خود اهل فن بوده اند که از پس این مهم برآمده اند...

پس باید پرسید آقای نماینده، کار درستی است که یک موفقیت بزرگ شهری را که افراد دلسوز دیگری علاوه بر حضرتعالی چه در سطح شهرستان و چه در سطح استان و کشور با همکاری هم به سرانجام رسانده اند، با نصب تابلو و بنر با هزینه های نسبتا زیاد به نام خود تمام کنید؟!

بهتر است کمی جامع نگرتر باشیم...

 

عبور


شب گذشته با یکی از دوستان صحبت می کردیم راجع به هدیه هایی که دولتی ها به فوتبالیست های تیم ملی اهدا کردند. من گفتم که به نظرم مجوزی که به بازیکنان برای ورود خودرو دادند کار درستی نبود و نباید انجام میشد. همون هدایای نقدی که داده شده کفایت میکنه. و اینکه بخواهیم برای بازیکنها حقی بالاتر از قانون و بیشتر از مردم عادی قائل بشیم جایی نداره...

اون دوست بزرگوار (با تفکراتی نزدیک به جبهه پایداری) به من گفتند: شما که از دولت حمایت میکنی! شما چرا این حرف رو میزنی؟!

به ایشون حرفی زدم که دلیل نوشتن این مطلب شد:

ما در همه حال از حق حمایت می کنیم؛ لااقل سعی ما بر اینه. خیلی هم تلاش میکنیم که حق رو درست تشخیص بدیم چون اساسا این رو جزئی از تکلیف میدونیم. هر وقت تو این چند سال دولت کاری موافق با حق و عدالت و قانون انجام داده ازش طرفداری کردیم و هر وقت هم خدای نکرده خلافی ازش سر زده خودمون بهش نقد زدیم و می زنیم.

ما این شیوه حق مداری رو از امثال آقای دکتر احمدی نژاد یاد گرفته ایم و از این بابت هم هیچ ترسی نداریم که نکند از یکی که امروز حمایت می کنیم فردا خطا کند. ما تا زمانی که بر حق باشند و طبق حق عمل کنند طرفدار اونها هستیم اما اگر خدای نکرده غیر این باشد دلیلی برای دفاع نمی بینیم.