نامیرا


رمان نامیرا از جمله رمان های شخصیت محور است که همه حرف هایش را در قالب رفتار و گفتگوهای شخصیت هایش با شما می زند. فضا سازی در این داستان به نحو خوبی صورت گرفته به طوریکه می شود خیلی از فضاها را فیلم گونه دید.

این داستان مربوط به وقایع ماههای انتهایی سال شصتم هجری قمری است و مربوط است به دعوت کوفیان از امام حسین علیه السلام.


جناب عبدالله بن عمیر را در طول این داستان با وقار و متین می یابی حتی زمانی که با پسر مرجانه ملعون دیدار می کند.


عمروبن حجاج را فردی کینه توز و عصبی مزاج می یابی حتی زمانی که او در محضر فرستاده امام خویش، جناب مسلم بن عقیل علیه السلام است.


شبث بن ربعی ملعون را فردی دنیا پرست میبینی حتی اگر جزء دعوت کنندگان امام زمان خویش باشد.


ربیع جوان را جویای حقیقت می یابی حتی اگر در ابتدای امر به دنبال گرفتن خون پدرش از مردم شام باشد.

زبیر را هم به شدت نان به نرخ روز خور خواهی یافت...


برای دانستن وضعیت سران کوفه در قیام امام حسین علیه السلام خواندن این کتاب زیبا خوب است خصوصا اینکه این کار سریع  انجام می شود... .

فعلا چاره ایی نیست...


چه کنیم که بعضی ها دنیا را اروپای غربی و ایالات متحده می دانند و بس!

دلشان برای این کشورها تاپ تاپش بیشتر می شود

چه کنیم؟...


دلی که پیش نورالدین جا ماند


کتاب نورالدین پسر ایران را که می خوانی بی شک هم در حین روزهایی که در حال خواندن هستی و هم چند روز بعد از تمام شدن کتاب در یک فضای فکری دیگر سیر خواهی کرد. انگار با او زندگی می کنی. چه در منطقه جنگی و چه در تبریز و در کنار خانواده اش، چه زمانی که آغاز عملیاتی نزدیک است و این را باید از نوع غذاها فهمید و چه زمانی که در بیمارستان های تبریز و تهران و مشهد می گذرد. همه اش خودت را در کنار نورالدین می بینی اگر خودت را به جای او نگذاری...

خواندن این کتاب که اتفاقا نثر روانی هم دارد و عامیانه و طنز گونه روایت شده اطلاعات جالبی را در مورد رابطه رزمندگان با مردم عادی در شهرها، رابطه رزمندگان با فرماندهان در سطوح مختلف، چگونگی آماده شدن برای یک عملیات مهم و... در اختیار خواننده قرار می دهد.


دل کندن از سید نورالدین عافی، شهید امیر مارالباش، شهید جلال زاهدی، صمد زبردست، شهید اصغر علیپور و شهید یعقوب نیک پیران و دیگران سخت است، اینقدر که دلت پیششان جا می ماند...

به بهانه بزرگداشت آقا سبزقبا(ع)



گم کردن هدف در انجام امور به خصوص امور فرهنگی آنقدر زیانبار است که گاهی این همه زحمتی که برای انجام یک برنامه کشیده می شود خدای نکرده اثر عکس میدهد...

بزرگوارانی که جشنی در پارک دولت برگزار کردید به مناسبت بزرگداشت مقام جناب محمد بن موسی آقا سبزقبا(ع)، این که از آهنگ های درست و مناسب و علی القاعده بدون شبهه حرام باید استفاده کنید پیشکش، لا اقل اگر میخواهید ارگی به اون بزرگی روی سن قرار بدهید، طرح سن را ضریح و گلدسته امامزاده شهرمان قرار ندهید...

90


مزخرف ترین بخش ورزش کشور ما

حساسیت های واهی برای بازی سرد و یخکی دو تیم استقلال تهران و پرسپولیس است

داربی داربی داربی!!!

فک نکنم رسانه های ایتالیا این قدر به بازی مثلا اینتر و آث میلان بها بدهند

اگر هم بدهند در رسانه های غیر ملی و غیر دولتی

دیشب در مهمونی

لاجرم قسمت هایی از برنامه 90 رو دیدم

یک برنامه پر بیننده تلویزیونی در بهترین زمان پخش

اختصاص دادند به پایین بودن سطح فنی بازی این دو تیم!!!

همیشه همینطوره!

برادر من

اگه می خوای نشون بدی که ملت از این بازی ناراضی بودن

بهتر بود اصلا بهش نمی پرداختی

نه اینکه بیای و خواب بودن یا نبودن شیرینی رو بررسی کنی!

با اون نظر سنجی مهندسی شده ات...


تی فرنگ: نماهنگی که دیروز بعد از اخبار نیمروز از شبکه اول با نام"برداشت1" پخش شد

معرکه بود. امیدوارم کارهای ایندستی زیادتر شود...




تی فرنگ2: حادثه غم انگیز تصادف دو اتوبوس اسکانیا در اتوبان قم- تهران دل همه ما رو سوزاند.

بخصوص ماجرای امیرحسین 6 ساله... روحشان شاد.



سفر بخیر

خاطرم هست

چند روزی بیشتر به عید نوروز سال پیش دانشگاهی باقی نمونده بود

من قبل از آمدن دبیر یا شاید هم در یک زنگ تفریح

ماژیک رو برداشتم و بعد هم کلی علامت ریاضی الکی الکی پشت سر هم گذاشتم

مثلا یه چیزی تو این مایه ها:

حد انتگرال حد یه عبارت لگاریتمی که به توان کسر رسیده بود و زیر یه رادیکال با فرجه کسر قرار داشت!

با کمال نا باوری دیدم

بچه درس خونهای کلاس جمع شدند و شروع کردن به حل کردن این نوشته!

در حالیکه مبهوت این قضیه بودم و اونها داشتند با هم سر راه حل سریعترش بحث می کردند

یکی از اون رفقای دو آتیشه درس خون

به من گفت

تو کدوم سال سوال کنکور بوده که من ندیدمش؟!!

دیگه حال روز من و خنده های پی در پی ام وصف کردنی نبود...

دیشب در برنامه ایی که این شبها مجبور به دیدنش هستم

سفربخیر

با اون مجری که من از اجراش خوشم نمیاد که چه عرض کنم بدم میاد...

مجری از مهمان برنامه پرسید:

فرق سفر با اسب و سفر با خودرو چیه؟

مهمان با آب و تاب خاصی شروع کرد به توضیح دادن

که من به شخصه جا خوردم که

چقدر این سوال مهم و جوابش نکته توش بود که من نمی دونستم!

بی اختیار یاد قضیه پیش دانشگاهی ام افتادم

بس کنید این برنامه های پر از ایراد رو...




امروز

در یک مراسم دعاخوانی شرکت کرده بودم

قرار شده بود مسابقه ای با محوریت کتابی به نام غدیر شناسی در روز عید برگزار شود

وحالا سخنان بزرگواری که در حال توضیح این برنامه بود:

قیمت کتاب در بازار 3500 تومنه

البته سال 84 قیمتش 600 تومن بوده!!!

این سال 84 به نظرم باید به عنوان مبدا تاریخ اقتصادی کشور انتخاب بشه!!


به نظرم خود موسس فیس بوک هم مثل امروزی رو پیش بینی نمی کرد

بررسی حساب فیس بوک وزرای یک ملت بزرگ شده نقل محافل!

چه اوضاعیه ...   


شهردار شهر من...


این روزها اتفاقات جالبی در شهر ما در حال وقوع است. دوازدهم شهریورماه اولین جلسه شورای اسلامی دزفول برگزار می شود. بعد از کارهای همیشگی و احتمالا صحبت های ملال آور که ویژه جلسات آغازین یک مجمع است، شورا انتخاباتی را برگزار می کند که باید اعضایش یکی از این دو گزینه را انتخاب می کردند: اول ابقای شهردار فعلی در مسئولیتش و دوم اینکه شهردار برود و تودیع شود و دیگری را سرپرست بگذاریم.


5 نفر در برگه هایشان می نویسند ابقا؛ یعنی آقای دوایی فر در این مسئولیت بمانند. 7 نفر می نویسند تعیین سرپرست؛ یعنی آقای دوایی فر در این مسئولیت نمانند. 1 نفر هم هنگ می کند و قدرت انتخاب و تشخیصش را از دست می دهد و کسی نیست به او بگوید آقا یا خانم محترم، از اهم وظایف شما در شورا انتخاب شهردار است! در این مورد مهم ممتنعی، در بقیه مواردی که در 4 سال آینده به رای گذاشته می شود چه میکنی؟!


بگذریم به هر حال چون 7 از 5 بزرگتر است، نتیجه می شود رفتن آقای شهردار.( شنیده ام ولی مطمئن نیستم؛ رسول و عادل و کس دیگری جلسه را ترک کرده اند!) شهرداری که حدود 7 سال است که در این مسند است. چند سالی هم می شود که بازنشسته شده اما شنیده ام در دوره پیشین شورا زمانی فر و دوستانش با رایزنی های گسترده و مکرر مانع از خانه نشین شدن جناب دوایی فر شده بودند. در آخر جلسه هم یک رای گیری دیگر انجام می شود که حالا که دوایی نباشه کی باشه پس؟! نتیجه می شود اینکه علی الحساب آقای فولاد نژاد سرپرست باشند.


وضعیت ظاهری شهر در این چند سالی که آقای دوایی فر شهردار بودند واقعا تغییر کرده است. بهبود وضع ترافیک خیابان های اصلی شهر خصوصا در خیابان های شریعتی و 45 متری فتح المبین با احداث زیرگذر، ساخت پارک رعنا در حاشیه رود دز، ساخت پارکینگ و بام باغ و همکاری با ارتش برای انجام پروازهای فرودگاه شهر و تکمیل پل پنجم و ... .


البته نقدهایی هم به عملکرد جناب ایشان وارد است که متاسفانه در این سالها کمتر گفته و شنیده شده است. چون از کارهای مهم آقای دوایی فر که نمود و اثباتش را در انتخابات اخیر دیدیم سوار شدن بر جریان رسانه ایی شهر بود به طوریکه هر جایی صحبت از خدمات شهردار بود و کمتر کسی جرئت نقد این عملکرد را داشت. شاید دلیل این موضوع عقب افتادگی شهر در دوران ما قبل شهردار بود و کسی نمی خواست حالا که شهر پیشرفت می کند با ایراد و انتقاد کام مردم را تلخ کند و الله اعلم...


استخدام اطرافیان و آشنایان در شهرداری دزفول، تخریب بعضی از مکان های تاریخی شهر برای توسعه مثل باغ گودول، بی توجهی به معماری شهری و کسب درآمد بیشتر حتی با دیوار نویسی، وضع اسفبار آسفالت خیابان های اصلی و فرعی شهر و... از ایراداتی است که به حق یا ناحق به عملکرد ایشان وارد است.


هر چند که عملکرد آقای دوایی فر حتی برای سرسخت ترین منتقدانش در مجموع مثبت ارزیابی می شود اما به نظر می رسد که 7 سال برای انجام اقدامات مفید یک مدیر شهری کافی است. به خصوص اینکه این سالها در دولت های نهم و دهم واقع شده است که ویژگی مثبت آن دولتها حجم زیاد کارهای اجرایی بوده است. بی شک موفقیت شهرداری در زمان تصدی آقای دوایی فر موفقیت دولت پیش هم بوده است. کیست که نداند بعضی از پروژه های شهری مثل زیرگذر ها مصوب سفر استانی دولت است؟ یا کیست که نداند دستگاههای اجرایی در دو پروژه اخیر زیر گذر های خیابان فتح المبین حدود 2 میلیارد تومان هزینه کرده اند و نهایتا شهردار روبانش را بریده است؟


 چه خوب و چه بد، رای شورای اسلامی شهرمان در جلسه اولی که تشکیل شده است، رفتن آقای دوایی فر است. اما اظهارنظرهای فرماندار ویژه و امام جمعه و سایرین در این زمینه برای من خیلی جالب است. شورایی تشکیل شده از رای مردم و با خلق حماسه سیاسی و بعد این شورا تصمیمی را گرفته است. حالا ما بقی بزرگواران اظهارنظر می کنند که شهردار خوب است و بگذارید باشد و این حرفا.


به نظرم بهتر است هر کس به کار خود مشغول شود هرچند که باب نصیحت خیرخواهانه و تذکر و انتقاد برای همه محفوظ است. 


لینک های مرتبط: +   +   +  


تی فرنگ: چند روزی که نبودم در مشهد الرضا(ع) نائب الزیاره بودم. امسال سفر مشهدم متفاوت بود. خدا کند به حق علی بن موسی(ع) الساعه با رفقا کربلا را زیارت کنیم.


تکمیلی: شورای بی اقتدار!!!