اوایل کار که قصد کردم در فضای وب فعالیت مستقیم داشته باشم، تصمیم گرفتم وب نوشتی ایجاد کنم که منعکس کننده نظرات شخصی ام باشد. با خودم گفتم مطالبی که می نویسم حاصل تفکرات خودم باشد و دیدگاههای خودم را مطرح کنم. به خودم قول دادم که در رسیدن به این هدف با خود و مخاطبانم رو راست و صادق باشم. الآن که این مطلب را مینویسم ذهنم را از موضوعی که چند روزی است تحت تاثیرم قرار داده، آرامش می دهم؛ هر چند که شاید این موضوع برای مذاق بعضی ها، سیاسی حتی از نوع طعم دار باشد!!!

در فضای سیاسی، آن طوری که از خروجی خبرگزاری ها بر می آید، متاسفانه رابطه بعضی افراد و یا به عبارتی دیگر بعضی ارگانها و نهادها باهم، خیلی مطلوب نیست. این نامهربانی ها و بعضا محکوم کردن ها  و توهین ها بنابر اخبار، در روزهای منتهی به انتخابات به اوج خود رسید. هر چند این برخوردهای نادرست، در هر زمانی و توسط هر شخصی  مذموم و نکوهیده است، اما خواسته یا نخواسته به جزئی از روابط سیاسی مسئولان تبدیل شده است!!!

از سال1384 که دکتر احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت از سوی ملت ایران انتخاب شدند، ایشان در اکثر موارد، اگر حاکم و یا محکوم ماجرا نبوده باشند، اما معمولا نامشان در منازعات سیاسی مطرح بوده است. گاهی چنان موضوع در ارتباط با ایشان و اطرافیانشان مهم بوده که خیلی از افراد ولو در نقاط دور افتاده کشور حداقل  خبرهایی از آن را شنیده اند.(مثلا وقایع بهار90 یا طرح مکتب ایرانی) اما اتفاقاتی نیز در این مدت رخ داده است که مردم خیلی با آن مرتبط نبوده اند و بیشتر جولانگاهی برای برخی سیاسیون بوده است.(مثل نشریه خاتون) بگذریم از اینکه دولت در جاهایی مرتکب اشتباهاتی شده است که برخی از این اشتباهات قطعا ایراد کاری بوده و برخی قطعا ایرادات و خصومت های شخصی وصرفا سیاسی. در رابطه با دولت آقای احمدی نژاد و شخص ایشان( البته معتقدم، اینکه بگوییم احمدی نژاد و دولتش یکی نیستند و یا فلانی از احمدی نژاد جداست و... نادرست است؛ زیرا اگر چنین چیزی را بپذیریم که افرادی در دولت و یا مجموعه قوه مجریه هستند که انتخاب رئیس جمهور نیستند و یا به هر نحوی دکتر از آنها راضی نیست، این خود یک ضعف مدیریتی بزرگ برای احمدی نژاد است که به هیچ وجه به این قائل نیستم) حرف و حدیث زیاد است. اصطلاحاتی که هرچه در تاریخ انقلاب اسلامی مان گشتم و هرچه از بزرگترها پرسیدم، گویا فقط برای ایشان مطرح است. عنوانی مثل احمدی نژاد84، احمدی نژاد88، جریان انحرافی در دولت... . این گونه ادبیات که مخاطب و سیبل اصلی آنها رئیس وقت دولت باشد، بی سابقه است که بررسی چرایی این موضوع خود به جای دیگری موضوعیت دارد و از حوصله این نوشته خارج است.

آن چیزی که باعث شد این متن را بنویسم، جشن و مراسم یکصدمین سفر استانی دولت بود. هنگامی که گزارش تصویری(اینجا ببینید) این مراسم را در سایت ها دیدم. حس خوبی داشتم. همان حسی که احمدی نژاد با سخنرانی هایش در سازمان ملل متحد به من می دهد. همان حسی که از دوربان2 بهم داد. همان افتخاری که با سفر لبنانش برایم آفریده بود.

با دیدن عکس هایی که خاطراتی از سفر ایشان به استانها را یادآوری میکرد، سوالاتی از خودم پرسیدم. با خودم گفتم شاید این قدری که ایراد و انتقاد در فضای سیاسیون کشور نسبت به مجموعه و تیم احمدی نژاد وارد است، آنقدر کارهای بزرگی که او انجام داده و می دهد مورد توجه نیست. به آن اندازه که انتقادات ، خصوصا از دولت دهم اوج گرفته، بعضی از خدمات دولت کمتر دیده شده است. از سیاست خارجی موفق دولتش گرفته تا اجرای هوشمندانه هدفمندی یارانه ها و مسکن مهرو... .

احمدی نژاد همان کسی است که مهروزی و عدالت را به عمق جامعه کشانید. او کسی است که با مردمی بودنش نشان داد که قوه مجریه باید از نزدیک با پروژه های در حال انجام و خصوصا ملت در ارتباط باشد. رابطه مردم با دولت و  به ویژه شخص او در کمتر جایی از جهان دیده می شود. گفتمان 27خرداد( و نه 3تیر!) احمدی نژاد بی شک از دستاوردهای مهم و موفقیت های چشمگیر نظام اسلامی مان بوده است. این گفتمان زاییده مدیریت صحیح و بخردانه حضرت امام (ره) و رهبر معظم انقلاب و گوشه ای از توفیقات اسلام عزیز در قرن معاصر است.