به نظرم خود موسس فیس بوک هم مثل امروزی رو پیش بینی نمی کرد

بررسی حساب فیس بوک وزرای یک ملت بزرگ شده نقل محافل!

چه اوضاعیه ...   


شهردار شهر من...


این روزها اتفاقات جالبی در شهر ما در حال وقوع است. دوازدهم شهریورماه اولین جلسه شورای اسلامی دزفول برگزار می شود. بعد از کارهای همیشگی و احتمالا صحبت های ملال آور که ویژه جلسات آغازین یک مجمع است، شورا انتخاباتی را برگزار می کند که باید اعضایش یکی از این دو گزینه را انتخاب می کردند: اول ابقای شهردار فعلی در مسئولیتش و دوم اینکه شهردار برود و تودیع شود و دیگری را سرپرست بگذاریم.


5 نفر در برگه هایشان می نویسند ابقا؛ یعنی آقای دوایی فر در این مسئولیت بمانند. 7 نفر می نویسند تعیین سرپرست؛ یعنی آقای دوایی فر در این مسئولیت نمانند. 1 نفر هم هنگ می کند و قدرت انتخاب و تشخیصش را از دست می دهد و کسی نیست به او بگوید آقا یا خانم محترم، از اهم وظایف شما در شورا انتخاب شهردار است! در این مورد مهم ممتنعی، در بقیه مواردی که در 4 سال آینده به رای گذاشته می شود چه میکنی؟!


بگذریم به هر حال چون 7 از 5 بزرگتر است، نتیجه می شود رفتن آقای شهردار.( شنیده ام ولی مطمئن نیستم؛ رسول و عادل و کس دیگری جلسه را ترک کرده اند!) شهرداری که حدود 7 سال است که در این مسند است. چند سالی هم می شود که بازنشسته شده اما شنیده ام در دوره پیشین شورا زمانی فر و دوستانش با رایزنی های گسترده و مکرر مانع از خانه نشین شدن جناب دوایی فر شده بودند. در آخر جلسه هم یک رای گیری دیگر انجام می شود که حالا که دوایی نباشه کی باشه پس؟! نتیجه می شود اینکه علی الحساب آقای فولاد نژاد سرپرست باشند.


وضعیت ظاهری شهر در این چند سالی که آقای دوایی فر شهردار بودند واقعا تغییر کرده است. بهبود وضع ترافیک خیابان های اصلی شهر خصوصا در خیابان های شریعتی و 45 متری فتح المبین با احداث زیرگذر، ساخت پارک رعنا در حاشیه رود دز، ساخت پارکینگ و بام باغ و همکاری با ارتش برای انجام پروازهای فرودگاه شهر و تکمیل پل پنجم و ... .


البته نقدهایی هم به عملکرد جناب ایشان وارد است که متاسفانه در این سالها کمتر گفته و شنیده شده است. چون از کارهای مهم آقای دوایی فر که نمود و اثباتش را در انتخابات اخیر دیدیم سوار شدن بر جریان رسانه ایی شهر بود به طوریکه هر جایی صحبت از خدمات شهردار بود و کمتر کسی جرئت نقد این عملکرد را داشت. شاید دلیل این موضوع عقب افتادگی شهر در دوران ما قبل شهردار بود و کسی نمی خواست حالا که شهر پیشرفت می کند با ایراد و انتقاد کام مردم را تلخ کند و الله اعلم...


استخدام اطرافیان و آشنایان در شهرداری دزفول، تخریب بعضی از مکان های تاریخی شهر برای توسعه مثل باغ گودول، بی توجهی به معماری شهری و کسب درآمد بیشتر حتی با دیوار نویسی، وضع اسفبار آسفالت خیابان های اصلی و فرعی شهر و... از ایراداتی است که به حق یا ناحق به عملکرد ایشان وارد است.


هر چند که عملکرد آقای دوایی فر حتی برای سرسخت ترین منتقدانش در مجموع مثبت ارزیابی می شود اما به نظر می رسد که 7 سال برای انجام اقدامات مفید یک مدیر شهری کافی است. به خصوص اینکه این سالها در دولت های نهم و دهم واقع شده است که ویژگی مثبت آن دولتها حجم زیاد کارهای اجرایی بوده است. بی شک موفقیت شهرداری در زمان تصدی آقای دوایی فر موفقیت دولت پیش هم بوده است. کیست که نداند بعضی از پروژه های شهری مثل زیرگذر ها مصوب سفر استانی دولت است؟ یا کیست که نداند دستگاههای اجرایی در دو پروژه اخیر زیر گذر های خیابان فتح المبین حدود 2 میلیارد تومان هزینه کرده اند و نهایتا شهردار روبانش را بریده است؟


 چه خوب و چه بد، رای شورای اسلامی شهرمان در جلسه اولی که تشکیل شده است، رفتن آقای دوایی فر است. اما اظهارنظرهای فرماندار ویژه و امام جمعه و سایرین در این زمینه برای من خیلی جالب است. شورایی تشکیل شده از رای مردم و با خلق حماسه سیاسی و بعد این شورا تصمیمی را گرفته است. حالا ما بقی بزرگواران اظهارنظر می کنند که شهردار خوب است و بگذارید باشد و این حرفا.


به نظرم بهتر است هر کس به کار خود مشغول شود هرچند که باب نصیحت خیرخواهانه و تذکر و انتقاد برای همه محفوظ است. 


لینک های مرتبط: +   +   +  


تی فرنگ: چند روزی که نبودم در مشهد الرضا(ع) نائب الزیاره بودم. امسال سفر مشهدم متفاوت بود. خدا کند به حق علی بن موسی(ع) الساعه با رفقا کربلا را زیارت کنیم.


تکمیلی: شورای بی اقتدار!!!

در جا



بعضی ها هنوز در خرداد گذشته مانده اند

به گمانشان هنوز باید شعار خالی از شعور داد و تا میتوان سیاه نمایی کرد

اگر از مردم عادی باشند خیلی نگران کننده نیست

چه کنیم که بعضی بالانشین ها در جا می زنند.

بازگشت به دکتر محبوب در مردم عامه موج می زند

چشم بینایی میخواهد و جرعه ایی صبر و انصاف.

تحلیف باشکوه



مراسم تنفیذ و تحلیف آقای روحانی به عنوان هفتمین رئیس جمهور با شکوه و همچنین معنویت خاصی انجام شد. موضوع انتقال قدرت در دنیا همواره از مشکلات بزرگ سردمداران حکومت ها بوده است. اما بحمدلله این مورد در حکومت اسلامی ما به نمادی از مردمسالاری دینی تبدیل شده است. رای مردم طبق قانون توسط ولی فقیه از رئیس جمهور پیشین گرفته می شود و به منتخب بعدی ملت سپرده می شود. مردم، رهبری و قانون اساسی را دلیل و پشتوانه ایی برای صیانت از رای خویش می بینند و به اراده قانونی نظام که خود برای اجرای آن رای داده اند تمکین میکنند.


شاید نکته متفاوتی که در مراسم تحلیف اخیر وجود داشت حضور بیش از 50 نماینده از کشورهای گوناگون جهان در این مراسم بود. معتقدم این از اولین برکات ظاهری و قابل مشاهده حماسه سیاسی مردم در 24خرداد بود و به فضل الهی توفیقاتی که از این حماسه عاید نظام و ملت می شود روز به روز بیشتر خواهد شد. اما دلیل این اسقبال را نباید صرفا در حماسه سیاسی ملت جست. بلکه به نظرم این اولین ثمره دیپلماسی عمومی بود که دکتر احمدی نژاد بذرش را 8 سال در روابط ما با سایر کشورها پاشید. اکنون دنیا از انتخابات پرشور ایران و نتیجه آن استقبال می کند چرا که خود را در تعامل با نظام و ملت ایران دیده است. منافع مشترک ما با ملت ها که همان انسانیت و زنده شدن ارزش های الهی و فطری است سبب شده که اکنون نظام ما در بین قلوب انسانهای بیدار دل زنده و پرارزش باشد. امیدوارم دولت جدید میراث دار خوبی برای دولت سابق باشد؛ چرا که همه این ها از ثمرات انقلاب و دستاوردهای نظام اسلامی ماست. 

وای که دلم خواست!


 چند هفته پیش زمانی که برای تزئین عیدگاه اهل بیت(ع) جهت برگزاری جشن نیمه شعبان همراه با رفقا مشغول بودیم، خودرویی از اون خودروها که من اسمشون رو گذاشتم خودروهای 180 درجه رد شد. این خودروها هنگام عبورشون باعث میشن سایرین برای دیدنشون یه چرخش 180 درجه ایی به گردنشون بدن تا بتونن بیشتر ببینند. همین که رد شد با یکی از رفقا شروع کردیم به صحبت کردن راجع بهش؛ دو در بود؟! نه بابا چون سریع گذشت ما فکر کردیم دو دره؛ همون مدل چهار درش بود. حرفا مون پر از آب و تاب بود و کمی هم رنگ حسرت داشت. مجید که تازه از راه رسیده بود وقتی از موضوع حرف ما مطلع شد یه نگاه عاقل اندر سفیه به من انداخت و گفت: زیاد خودتون رو با این بحثا خسته نکنید؛ یک چهارچرخ! بود که رد شد. ما در دزفول معمولا اسم عام چهارچرخ رو برای مزدا وانت مدل1000 به صورت خاص استفاده میکنیم! به خودم گفتم...


برای خواندن بقیه مطلب کلیک کنید.


ادامه نوشته

اندکی تامل


رهبری بزرگوار در طول سال چندین برنامه برای سخنرانی دارند که از مهم ترین آنها همین دیدار با دانشجویان در ماه مبارک رمضان است. امسال هم مانند سالهای گذشته ایشان مطالبی را عنوان کردند که می تواند راه گشای خیلی از مسائل درون دانشگاه و حتی کشور باشد. همه فرمایشات ایشان در دیدار اخیر قابل توجه و حائز اهمیت است اما من به تناسب توانم و موضوعی که قصد پرداختن به آن را دارم به دو فراز از فرمایشات ایشان اشاره میکنم.


نخست اینکه ایشان بیان کردند: آرمانگرایی بدون دیدن واقعیتها به توهم خواهد انجامید. همواره در بحث هایم با رفقا و اطرافیانم این موضوع مورد بحث و تبادل نظر قرار میگرفت که همه آحاد مردم چه مسئولان رده های بالا و پایین و چه سایر ملت، خواهان رسیدن به پیشرفت و تحقق همه آرمانهای انقلابی و انسانی هستند. مگر میشود کسی ایرانی و مسلمان باشد اما خواهان پیشرفت و سعادت ایران و ایرانی نباشد؟ همه می خواهند در مسیر درست گام بردارند و آرمان ها را محقق کنند. اما در این میان همه موفق نیستند، بعضی ها در جا میزنند و بعضی ها هم متاسفانه در خلاف جهت حرکت می کنند...


ادامه نوشته

کارنامه ارتباطاتی


از جمله کارهای خوبی که در سالهای اخیر صورت گرفته، پیشرفت و توسعه زیرساخت های ارتباطی کشور است. چه در زمینه جاده ای و ارتباطات فیزیکی نظیر راهها و آزادراهها، اسکله های تجاری، فرودگاه ها، توسعه و بهبود حمل و نقل عمومی و چه از نظر ارتباطات در زمینه فناوری اطلاعات مثل توسعه شبکه فیبر نوری کشور و همچنین افزایش ضریب نفوذ اینترنت و... . دولت های نهم و دهم در حالی پاستور را ترک می کنند که بیش از 60 هزار کیلومتر راه را در سطح کشور ساخته اند. این برگه را در دفتر خدمات خود دارند که در سال 84 وقتی دولت را تحویل می گرفتند در طول یکسال حدود 28 هزار نفر در جاده های کشور جان خود را از دست می دادند در حالیکه حدود 6 میلیون خودرو در کشور عبور و مرور میکردند و امروز که از مسند اجرایی کشور میروند علی رغم 3 برابر شدن خودروهای کشور، آمار کشته شدگان به زیر 19 هزار نفر رسیده است.(البته یک نفر هم زیاد است). دولت های نهم و دهم گامی مهم در تبدیل خطوط راه آهن کشور از حالت ستاره ای به خطی داشته اند. راه آهن به زاهدان و شیراز رسیده و در راه فتح خرم آباد و کرمانشاه و سنندج است. جاده های کشور و پایانه های مسافربری امروزه در حال سرویس دهی با سرویس های مجهز و مدرن روز دنیا هستند.


دولت در حالی می رود که در زمان آمدنش یک سیم کارت ناقابل 10 هزار تومنی حدود یک میلیون تومان به فروش می رسید و او این افتخار را دارد که کشوری را که با یک اپراتور دولتی تلفن همراه تحویل گرفته با 3 اپراتور خصوصی تحویل می دهد. دولت می رود در حالیکه بیش از 40 میلیون نفر در کشور امکاه استفاده از اینترنت را دارند. اینترنتی که تا قبل از آن، محدود به شرکت دولتی مخابرات بود با سرعتی شبیه به لوکوموتیوهای ذغالی! اما امروز هر چند جای کار زیادی در این زمینه وجود دارد ولی مردم به اینترنت پرسرعت هم دسترسی دارند. تلویزیون دیجیتال به خانه های مردم رسیده و از این پس هزینه راه اندازی یک شبکه جدید تلویزیونی یا رادویی به حداقل ترین مقدار خود رسیده است.


توسعه دولت الکترونیک و خدمات به هنگام و غیر حضوری موسسات دولتی و بانک ها و یا تشکیل پایگاه های داده قوی از اطلاعات اقتصادی یا آموزشی افراد جامعه بماند.


به هر طریق زیر ساخت های ارتباطی کشور فراهم است و در اختیار برنامه های پیش برنده دولت جدید است. 


تی فرنگ: خبرگزاری ایرنا در یک اقدام پسندیده کارنامه دولت های نهم و دهم را در زمینه های مختلف کاری منتشر کرده است که بررسی آنها خالی از لطف نیست.

فرار به جلو


بیش از 17 روز به کار رسمی آقای روحانی باقی نمانده است؛ منتخبی که شاید ماه عسل سیاسی متفاوتی را تا اینجای کار، طی کرده است. موافقین و مخالفین گفتمانی اش همه در سعی و تلاشند تا با او دیداری کنند و تبریکی بگویند. بی شک خیل ارادت ها به جناب ایشان در فاز اول تا معرفی کابینه ادامه خواهد یافت. اما به نظر می رسد وقتی اعضای کابینه به صورت رسمی رسانه ایی شدند، انتقادها نسبت به ایشان فراتر رود. اما این ظاهر ماجراست. به نظر من آقای روحانی در حال سپری کردن روزهای سختی هستند. هر چند اکثر قریب به اتفاق سیاسیون کشور و حتی شخص رئیس جمهور فعلی که تا قبل از این سابقه نداشت به دیدار منتخب رفته اند اما با وجود این به نظر می آید آقای روحانی نگران موضوعی دیگر باشند.


آرمان و اعتماد و آفتاب یزد و ابتکار و ابرار و شرق و روزان و بهار به دروغ سختی کار دولت یازدهم را سختی شرایط فعلی کشور بخصوص در زمینه اقتصادی وانمود میکنند. چند روزی است بعضی از این ها تیتر می زتتد و سرمقاله می نویسند که شرایط اداره کشور سخت شده و گویی دولت یازدهم ویرانه ای را تحویل خواهد گرفت. این کار ضمن اینکه یک فرار رو به جلو از سوی رسانه های مدعی حمایت از آقای روحانی محسوب می شود، به نوعی کتمان مساله و چالش بزرگتری است که منتخب با آنها سروکار دارد.


رسانه های مدعی حمایت از دولت جدید تا می توانند مثل دیگر ایام 8 سال گذشته علیه آن سیاه نمایی کنند تا بعدا بشود در صورت عدم وعده های انتخاباتی و ما بعد آن، حرفی داشته باشند و بگویند ما از اول گفتیم! اما خود و احتمالا اطرافیان آقای منتخب نیک می دانند که سختی کار آنها شرایط کشور که شدیدا سیاه نمایی می شود نیست بلکه سختی کار آنها میراث دار خوبی برای احمدی نژاد بودن است. احمدی نژادی که دولت های با حجم کار بسیار بالا را مدیریت کرد و به امر پیشرفت کشور شتاب بخشید.

آنها سیاه نمایی می کنند که هم احمدی نژاد و هم دولت هایش را به زعم خود تضعیف کنند و هم در میان مدت بهانه ای داشته باشند.


به نظرم همه این نوع تلاشها در سطح رسانه است و سختی کار آقای روحانی مساله ایی جز این مسایل است. آقای روحانی این روزها با سهم خواهانی مواجه است که می خواهند ایشان و رای ایشان را مصادره کنند. ژنرال هایی که همین طور که از عنوانشان بر می آید خود ژنرالند و نیازی به مدیر بالا دستی ندارند! خود اهل درایت و تدبیرند و خود فرماندهی خواهند کرد.


آقای روحانی باید در این مبارزه حامی و امانتدار خوبی برای مردمی باشد که با امید به آینده حماسه ایی بی نظیر آفریدند. بی شک کمترین انتظارشان مردمی بودن کابینه و چیدمان و گزینش اطرافیان رئیس جمهور است. برای آقای روحانی دعا می کنم که از این مهم برآیند.

 

تی فرنگ: رسانه هایی که سیاه نمایی می کنند مدعی حمایت از آقای روحانی هستند و نه لزوما حامی واقعی. اساسا این رسانه جزو رسانه های "خود به دیگری چسبان" هستند! 

قدر عافیت


در این روزها

که ناامنی و نبود آسایش

در کشورهای اطراف ما احساس میشه

و خبر بی ثباتیشون فضای اخبار جهانی رو پر کرده

خدا رو شکر که ما به فضل الهی

و بابت خون شهدایمان

و به همت مسئولان دلسوز امنیتی

و یاری مردم شهیدپرور و مقاوم

کشوری داریم امن

مرزها صیانت می شوند

و امنیت بالایی در کشور بر قرار است.

خدا کند عراق و بحرین هم آرام بگیرند...

پاپی زاده و دانشگاه


چند روز پیش بنری با یک طراحی زشت و شلوغ در محدوده بیمارستان بزرگ دزفول به چشمم خورد که بر روی آن عباراتی با این مضمون نوشته شده بود: دانشکده علوم پزشکی دزفول با تلاشهای بسیار آقای مهندس پاپی زاده به دانشگاه تبدیل شد.

بعد از صحبت با یکی از دوستان در این باره  چند سوال برام پیش اومد که تا امروز نه تنها جوابش رو پیدا نکردم بلکه به مراتب بیشتر ذهن مرا درگیر کرده اند.

امروز همچنین دیدم در بنرهایی بزرگ با طراحی زیبا که به بعضی از تابلوهای تبلیغاتی شهر نصب شده بودند آقای پاپی لطف کرده اند و عکسی گرفته اند و درشت چاپ کرده اند که تلاشهای ما بالاخره جواب داد و دانشکده، دانشگاه شد...

همگان می دانند که روند دانشگاه شدن یک مجموعه علمی خیلی تقلا و دوندگی خاصی لازم ندارد و معمولا این چنین است که بعد از بدست آوردن یک سری از فاکتورهای مربوطه، مجتمع به دانشکده و دانشکده به دانشگاه تبدیل می شود. البته ممکن است بیان شود که امکانات سخت افزاری دانشگاه را ما جور کرده ایم؛ ما بودیم که فلان تجهیز را کردیم و یا ما بودیم که فلان زمین را مصالحه کردیم و قس علی هذا...

من می گویم: جناب آقای مهندس، گیرم که شما مجدانه تلاش کرده اید و توانسته اید در این موفقیت نقشی ایفا کنید اما سوال اینجاست که استانداری و یا در مرتبه بالاتر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در این باره هیچ تلاشی نکرده اند؟!

اگر جوابتان به این سوال منفی باشد (که بعید است) باید بگویم بی شک جذب اساتید محترم ( و به نوعی اکثر امکانات نرم افزاری) این مجموعه از عهده شما خارج است و هیچ کسی جز مدیریت آن مجموعه و در کنار آن امکانات شهری دزفول نقشی در آن نداشته اند و خود اهل فن بوده اند که از پس این مهم برآمده اند...

پس باید پرسید آقای نماینده، کار درستی است که یک موفقیت بزرگ شهری را که افراد دلسوز دیگری علاوه بر حضرتعالی چه در سطح شهرستان و چه در سطح استان و کشور با همکاری هم به سرانجام رسانده اند، با نصب تابلو و بنر با هزینه های نسبتا زیاد به نام خود تمام کنید؟!

بهتر است کمی جامع نگرتر باشیم...

 

عبور


شب گذشته با یکی از دوستان صحبت می کردیم راجع به هدیه هایی که دولتی ها به فوتبالیست های تیم ملی اهدا کردند. من گفتم که به نظرم مجوزی که به بازیکنان برای ورود خودرو دادند کار درستی نبود و نباید انجام میشد. همون هدایای نقدی که داده شده کفایت میکنه. و اینکه بخواهیم برای بازیکنها حقی بالاتر از قانون و بیشتر از مردم عادی قائل بشیم جایی نداره...

اون دوست بزرگوار (با تفکراتی نزدیک به جبهه پایداری) به من گفتند: شما که از دولت حمایت میکنی! شما چرا این حرف رو میزنی؟!

به ایشون حرفی زدم که دلیل نوشتن این مطلب شد:

ما در همه حال از حق حمایت می کنیم؛ لااقل سعی ما بر اینه. خیلی هم تلاش میکنیم که حق رو درست تشخیص بدیم چون اساسا این رو جزئی از تکلیف میدونیم. هر وقت تو این چند سال دولت کاری موافق با حق و عدالت و قانون انجام داده ازش طرفداری کردیم و هر وقت هم خدای نکرده خلافی ازش سر زده خودمون بهش نقد زدیم و می زنیم.

ما این شیوه حق مداری رو از امثال آقای دکتر احمدی نژاد یاد گرفته ایم و از این بابت هم هیچ ترسی نداریم که نکند از یکی که امروز حمایت می کنیم فردا خطا کند. ما تا زمانی که بر حق باشند و طبق حق عمل کنند طرفدار اونها هستیم اما اگر خدای نکرده غیر این باشد دلیلی برای دفاع نمی بینیم.  

اندر احوالات کفاشیان

این آقای کفاشیان واقعا از مدیران عجیب کشور است. شاید در دوره ایی بیشترین نقدها رو در بین مدیران ملی به خودش اختصاص داده بود. خیلی از نقدهایی که به ایشون گفته میشد وارد بود و بعضی هاش هم نه. اما به هرحال کارهای پرافتخاری در زمان ایشون انجام شده که جای تقدیر دارد انتخاب سرمربی قدر خارجی یا انتخاب فدراسیون فوتبال ایران به عنوان بهترین فدراسیون قاره کهن یا راه اندازی و توسعه فوتبال بانوان یا صعود مقتدرانه و به نسبت دوره های پیش (اگه اشتباه نکنم) زودهنگام از جمله این کارهاست.

من به همه ورزش دوستان صعود تیم ملی فوتبال رو به جام جهانی2014 برزیل تبریک میگم خصوصا به آقای کفاشیان.

 

خود زنی


پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و راهی شدن نماینده آقای هاشمی به پاستور و شکست میدانی اصولگرایان، تحلیل ها و نقدهای درونی اصولگرایان فضای رسانه ای و حتی شبکه های اجتماعی را درنوردیده است. طرفداران آقای روحانی در خیابان های شلوغ کاروان های شادی به راه انداخته اند و اصولگرایان در تحیر شکست روز جمعه اند.

در این بین، تحلیل ها خیلی متفاوت بوده اند؛ هر چند هجمه ها علیه طرفداران آقای جلیلی...


          برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.

ادامه نوشته