گزارشک دولت


حاج آقا قاضی امام جمعه شهرمان می گوید که جا داشت آقای دکتر روحانی در گزارش 50 روزه ایی که در جمع نخبگان ارائه دادند به موارد نابجای اتفاق افتاده در نیویورک هم اشاره می کردند.


من می گویم خوب است از منظر دیگری هم به گزارشک آقای روحانی توجه کنیم. دولتی که پنجاه روز است وزرایش مسئولیت گرفته اند و به وزارت خانه هایشان رفته اند، دولتی که قرار است آغاز حماسه اقتصادی از آن باشد، آنقدر نتیجه اقداماتش در سطح جامعه و بین عوام الناس نامحسوس است که مجبور است این گونه گزارش دهد:


تا همین چند روز پیش همه معوقات کشاورزان را داده ایم.


کسی نیست بگوید معوقات از چه تاریخ را تا همین چند روز پیش پرداخت کرده اید؟ معمولا مدت زمانی که بدهی پرداخت نشده را می گویند که نشان از اهمیت کار دارد نه اینکه تا چند روز پیش عملیات پرداخت آنها تمام شده است!( نشان می دهد یا مدت زمان قابلی نبوده و یا روند کار این گونه بوده است)


یا این فرمایش( نقل به مضمون):


از انتقاد استقبال می کنیم، اما انتقاد نیش دار نه!


بعد دستور می دهند از کیسه دولت پیش ببخشند! و 50 شکایت دولت دهم از رسانه ها را پس می گیرند که آقاجان ما انتقاد پذیریم.

اما نوبت به دولت فعلی که می رسد از انتقادها انتقاد می کنیم!


بهتر است چیزی را که تا کنون برای دیگران روا می داشتیم اکنون برای خود هم روا بداریم که این مهم حکم شرع و انصاف است و شاید بهتر باشد کمتر نطقمان را مهندسی کنیم.



تی فرنگ: دولت محترم در بحث گرانی تا حدودی حق دارد؛ تا برآورد دقیق دخل و خرج و کسب اطلاع دقیق از بازار و همچنین تلاش برای اصلاح بودجه ایی که آنقدر بعضی ها آن را  تغییر دادند و تصویب کردند که اینگونه کسر است، زمان می برد.





نمی دانم

ولی شاید بهتر باشه یه تجدید نظر در ساعت پخش اخبار نیمروز شبکه اول(ساعت14) بشه...

اخبار کم اهمیت و...

با آب و تابی در حد کشف آب شرب در مریخ!


فکر کنم دوره آخرالزمان کار خودش رو کرده؛ صبح تو مملکت خبری نیست؛ همه کارها عصر و شب انجام میشه!

سنجیده تر سخن بگوییم...


جمله ایی که از آقای علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی امروز در رسانه ها منتشر شد، خیلی برای من یکی تعجب آور بود. صرف نظر از اینکه این حرف درست است و یا نه، و آیا ممیزان کتاب این چنین سخت گیرانه ممیزی می کنند یا نه، آیا اساسا قانون سخت گرفته و نباید بگیره یا ممیزانند که سخت گیری سلیقه ایی می کنند، این چنین و با این ادبیات در شان یک وزیر مملکتی نیست...


آقای وزیر؛ به نظرتان این جمله در خارج از مرزها و برای آنهایی که فی قلوبشان مرض است چه معنایی در بر خواهد داشت؟ آیا معنایی جز این دارد که سانسور آنقدر در نشر کتاب در ایران اسلامی ما زیاد و غیر قانونی است که تنها آنهایی که از نظر شرع مقدس، مقدسند اجازه نشر خواهند داشت؟


آیا این جمله اعتبار کتب منتشره تا امروز را تنزیل نمی دهد؟ به این معنی که حتی اگر کتب دینی هم در ایران چاپ می شوند دلیلی سیاسی دارد و این حکومت است که آنها را از یک فیلتر سلیقه ایی عبور می دهد؟


هرچند قصد شما انتقاد از وضعیت ممیزی کتاب بوده است و ان شاالله خیر، اما لطفا در انتخاب کلمات و مثال هایتان بیش از این دقت کنید...


بهتر است سنجیده تر سخن بگوییم...


لینک مرتبط:  +    +    +  




این خانم طوسی هم این روزها اخبار مربوط به قهرمانی اش و البته رفتار خاصش، رسانه ها را حسابی مشغول کرده است.

لینک مرتبط


آقای روحانی گفته اند که تماس تلفنی با اوباما تقاضای کاخ سفید بود.

رایس می گوید که تماس با اوباما به درخواست روحانی بود.

من می گویم حرف آقای روحانی برای من ملاک است.

شاید بندگان خدا شارژ نداشته اند تک زدند او زنگ زده!

امیدوارم نتایج روشنی نصیب ملت انقلابی ما شود.

فعلا صبوریم و نگران اما هوشیار.

رابطه با آمریکا



چندی پیش (حدود 10 ماه پیش) در یک جلسه خودمونی یکی از بزرگواران صحبت میکردند که ما با آمریکا هرگز رابطه برقرار نخواهیم کرد. آمریکا دشمن ملت ماست و.... من همانجا کلام ایشان را قطع کردم و گفتم بهتر است بگوییم ما با این آمریکا رابطه برقرار نمی کنیم. بعد ادامه دادم که مذاکره و نهایتا برقراری رابطه ما و آمریکا با پیش آمدن یکی از این دو حالت اتفاق خواهد افتاد: یا ما ما نباشیم یا آمریکا این آمریکا نباشد. توضیح اینکه یا سیاستمداران ما روزی از اصول انقلاب عدول کنند یا اینکه آمریکا دیگر شیطان بزرگ نباشد و یا حتی اگر الی یوم وقت معلوم آمریکا نرسیده باشد لااقل تاکتیکی را اتخاذ کرده باشد که شرش به ما نرسد. در این حالات ما با آمریکا مذاکره و نهایتا رابطه برقرار خواهیم کرد.


اندیشمندان و صاحب نظران می دانند علی رغم اینکه از نظر دنیای سرمایه داری ایالات متحده یک ابر قدرت به تمام معنا است اما دیر یا زود لااقل برای تضمین بقای خودش مجبور به کرنش در برابر خواست ملت ایران می شود. مهم ترین دلیلی که آمریکا را به این تعظیم مجبور خواهد کرد موضوع تامین انرژی از منطقه فلات ایران است. بنابر اعلام منابع رسمی اگر آمریکا از امروز دیگر نفتی نخرد و در صورتیکه با همین سرعت نفت مصرف کند نهایتا تا 9 یا 10 سال آینده همه منابع ذخیره شده و زیر زمینی اش به پایان می رسد. آمریکا در تلاش است که هر طور شده فکری به حال بقای خود کند. اگر شده با تهدید و تحریم و همچنین جنگ رسانه ایی، نشد با آغاز جنگ، و اگر همه این ها مقاومت ملتی را در برداشت، می ماند انتخاب بهترین تاکتیک برای حل و فصل آرام و بی غل و غش مسائل با کشور هدف که ایران ما باشد.(یادش بخیر وقتی یک نفر می گفت ایران ابرقدرت است بعضی ها چی ها که نگفتند!) لذا دیر یا زود باید منتظر این احترام و به نوعی کرنش آمریکا بود.(رهبری بزرگوار هم در سخنرانی هایشان به آینده روشن و امید به فردایی روشنتر و بهتر اشاره کرده اند- آینده روشن است به شرط مقاومت ما تا آنجایی که آمریکا و طرفدارانش فرصتی جز برای قبول خواست ملت ایران نداشته باشند.)


رئیس جمهور آمریکا دیروز در سخنرانی اش در سازمان ملل متحد هر چند بار دیگر حرف های همیشگی سردمداران آمریکا را در دفاع از رژیم صهیونیستی تکرار کرد، اما مسائلی را هم درباره ایران گفت که بعضا از زبان مسئولان آمریکایی هیچ گاه نشنیده بودیم. اینکه به دنبال تغییر نظام ایران نیستیم( نمی تونی و گرنه دریغ نمی کردی!) و همچنین اشاره به فتوای رهبر بزرگوار درباره حرمت استفاده از بمب هسته ایی و سلاح های کشتار جمعی مواردی بودند که اوباما در سخنرانی اش به آنها پرداخت. این نشان دهنده گام رو به عقب آمریکا از سیاست های ظالمانه خود علیه ملت ایران است. حال یک مساله مهم خود نمایی می کند که  باید برای آن حداقل در فضای نخبگانی داخل کشور جوابی وجود داشته باشد....


ضمن اینکه می دانیم آمریکا خود شیطان بزرگ است، چقدر باید آمریکا برای برقراری رابطه با ایران گام بردارد؟ آیا همین که در سخنرانی ها لحنشان عوض شود کافی است؟ یا مثلا تحریم وسایل الکترونیکی را که اخیرا برداشتند کفایت می کند؟ یا مثلا کل این تحریم های اخیر نظیر تحریم بانکی یا تحریم خرید نفت از ایران را حذف کنند ما را بس است یا باز هم به این نباید قانع باشیم؟ اگر مسئولیت تروریسم علیه ملت ایران را بپذیرند و یا غرامت جنگ ایران و عراق را بدهند بس است؟ و چند ده مورد جنایت دیگر علیه ما. این ها مواردی است که ما باید هم در سطوح علمی و هم در سطوح مختلف سیاسی و هم در سطوح مختلف اجتماعی برای آنها جوابی داشته باشیم.


به هر حال آمریکا به شدت دنبال برقراری ارتباط با ایران است و از طرفی هم می خواهد هزینه ایی برای اقدامات خصمانه اش در قبال ملت ما نپردازد! می خواهد هم ارتباط با ما را داشته باشد و هم هوای اسرائیل خونخوار را داشته باشد. باید دراین موارد هشیار بود.


به نظرم عملکرد تیم دیپلماسی دولت و مخصوصا نطق و عملکرد دکتر روحانی در سفر به نیویورک، تا اینجای کار خوب و مقتدرانه بوده است و هر چند نقدهایی به ایشان و حواشی بوجود آمده در این سفر وجود دارد اما در کل و الحمدلله تا اینجا خوب بوده است. هر چند جمله شروری مثل نتانیاهو که گفته است روحانی ریا کاری می کند انسان را نگران می کند و هر چند سالهای پیش با سفر رئیس جمهور قبلی قلب مستضعفان جهان امیدوارتر می شد و سخنان ایشان چون خاری در چشم منافقین و جنگ طلبان بود تا آنجا که مجبور می شدند در سطح شهر نیویورک دسته راه بیاندازند و بروشور چاپ کنند و امسال و به قول بی بی سی با سفر دکتر روحانی خبری از آنها نیست ولی طبق اخبار رسیده از نیویورک خدا را شکر که در این سفر هم تا امروز مقتدرانه عمل کرده ایم. امیدوارم بعضی حواشی نابجا این روزها کمتر و متن مقتدرانه ایی که تا امروز داشته ایم حفظ و پررنگ شود.


تی فرنگ: پیشنهاد می کنم صحبت های دیروز اوباما رو با صحبت های 8 سال پیش دکتر احمدی نژاد در سازمان ملل مقایسه کنید.


نامیرا


رمان نامیرا از جمله رمان های شخصیت محور است که همه حرف هایش را در قالب رفتار و گفتگوهای شخصیت هایش با شما می زند. فضا سازی در این داستان به نحو خوبی صورت گرفته به طوریکه می شود خیلی از فضاها را فیلم گونه دید.

این داستان مربوط به وقایع ماههای انتهایی سال شصتم هجری قمری است و مربوط است به دعوت کوفیان از امام حسین علیه السلام.


جناب عبدالله بن عمیر را در طول این داستان با وقار و متین می یابی حتی زمانی که با پسر مرجانه ملعون دیدار می کند.


عمروبن حجاج را فردی کینه توز و عصبی مزاج می یابی حتی زمانی که او در محضر فرستاده امام خویش، جناب مسلم بن عقیل علیه السلام است.


شبث بن ربعی ملعون را فردی دنیا پرست میبینی حتی اگر جزء دعوت کنندگان امام زمان خویش باشد.


ربیع جوان را جویای حقیقت می یابی حتی اگر در ابتدای امر به دنبال گرفتن خون پدرش از مردم شام باشد.

زبیر را هم به شدت نان به نرخ روز خور خواهی یافت...


برای دانستن وضعیت سران کوفه در قیام امام حسین علیه السلام خواندن این کتاب زیبا خوب است خصوصا اینکه این کار سریع  انجام می شود... .

فعلا چاره ایی نیست...


چه کنیم که بعضی ها دنیا را اروپای غربی و ایالات متحده می دانند و بس!

دلشان برای این کشورها تاپ تاپش بیشتر می شود

چه کنیم؟...


دلی که پیش نورالدین جا ماند


کتاب نورالدین پسر ایران را که می خوانی بی شک هم در حین روزهایی که در حال خواندن هستی و هم چند روز بعد از تمام شدن کتاب در یک فضای فکری دیگر سیر خواهی کرد. انگار با او زندگی می کنی. چه در منطقه جنگی و چه در تبریز و در کنار خانواده اش، چه زمانی که آغاز عملیاتی نزدیک است و این را باید از نوع غذاها فهمید و چه زمانی که در بیمارستان های تبریز و تهران و مشهد می گذرد. همه اش خودت را در کنار نورالدین می بینی اگر خودت را به جای او نگذاری...

خواندن این کتاب که اتفاقا نثر روانی هم دارد و عامیانه و طنز گونه روایت شده اطلاعات جالبی را در مورد رابطه رزمندگان با مردم عادی در شهرها، رابطه رزمندگان با فرماندهان در سطوح مختلف، چگونگی آماده شدن برای یک عملیات مهم و... در اختیار خواننده قرار می دهد.


دل کندن از سید نورالدین عافی، شهید امیر مارالباش، شهید جلال زاهدی، صمد زبردست، شهید اصغر علیپور و شهید یعقوب نیک پیران و دیگران سخت است، اینقدر که دلت پیششان جا می ماند...

به بهانه بزرگداشت آقا سبزقبا(ع)



گم کردن هدف در انجام امور به خصوص امور فرهنگی آنقدر زیانبار است که گاهی این همه زحمتی که برای انجام یک برنامه کشیده می شود خدای نکرده اثر عکس میدهد...

بزرگوارانی که جشنی در پارک دولت برگزار کردید به مناسبت بزرگداشت مقام جناب محمد بن موسی آقا سبزقبا(ع)، این که از آهنگ های درست و مناسب و علی القاعده بدون شبهه حرام باید استفاده کنید پیشکش، لا اقل اگر میخواهید ارگی به اون بزرگی روی سن قرار بدهید، طرح سن را ضریح و گلدسته امامزاده شهرمان قرار ندهید...

90


مزخرف ترین بخش ورزش کشور ما

حساسیت های واهی برای بازی سرد و یخکی دو تیم استقلال تهران و پرسپولیس است

داربی داربی داربی!!!

فک نکنم رسانه های ایتالیا این قدر به بازی مثلا اینتر و آث میلان بها بدهند

اگر هم بدهند در رسانه های غیر ملی و غیر دولتی

دیشب در مهمونی

لاجرم قسمت هایی از برنامه 90 رو دیدم

یک برنامه پر بیننده تلویزیونی در بهترین زمان پخش

اختصاص دادند به پایین بودن سطح فنی بازی این دو تیم!!!

همیشه همینطوره!

برادر من

اگه می خوای نشون بدی که ملت از این بازی ناراضی بودن

بهتر بود اصلا بهش نمی پرداختی

نه اینکه بیای و خواب بودن یا نبودن شیرینی رو بررسی کنی!

با اون نظر سنجی مهندسی شده ات...


تی فرنگ: نماهنگی که دیروز بعد از اخبار نیمروز از شبکه اول با نام"برداشت1" پخش شد

معرکه بود. امیدوارم کارهای ایندستی زیادتر شود...




تی فرنگ2: حادثه غم انگیز تصادف دو اتوبوس اسکانیا در اتوبان قم- تهران دل همه ما رو سوزاند.

بخصوص ماجرای امیرحسین 6 ساله... روحشان شاد.



سفر بخیر

خاطرم هست

چند روزی بیشتر به عید نوروز سال پیش دانشگاهی باقی نمونده بود

من قبل از آمدن دبیر یا شاید هم در یک زنگ تفریح

ماژیک رو برداشتم و بعد هم کلی علامت ریاضی الکی الکی پشت سر هم گذاشتم

مثلا یه چیزی تو این مایه ها:

حد انتگرال حد یه عبارت لگاریتمی که به توان کسر رسیده بود و زیر یه رادیکال با فرجه کسر قرار داشت!

با کمال نا باوری دیدم

بچه درس خونهای کلاس جمع شدند و شروع کردن به حل کردن این نوشته!

در حالیکه مبهوت این قضیه بودم و اونها داشتند با هم سر راه حل سریعترش بحث می کردند

یکی از اون رفقای دو آتیشه درس خون

به من گفت

تو کدوم سال سوال کنکور بوده که من ندیدمش؟!!

دیگه حال روز من و خنده های پی در پی ام وصف کردنی نبود...

دیشب در برنامه ایی که این شبها مجبور به دیدنش هستم

سفربخیر

با اون مجری که من از اجراش خوشم نمیاد که چه عرض کنم بدم میاد...

مجری از مهمان برنامه پرسید:

فرق سفر با اسب و سفر با خودرو چیه؟

مهمان با آب و تاب خاصی شروع کرد به توضیح دادن

که من به شخصه جا خوردم که

چقدر این سوال مهم و جوابش نکته توش بود که من نمی دونستم!

بی اختیار یاد قضیه پیش دانشگاهی ام افتادم

بس کنید این برنامه های پر از ایراد رو...




امروز

در یک مراسم دعاخوانی شرکت کرده بودم

قرار شده بود مسابقه ای با محوریت کتابی به نام غدیر شناسی در روز عید برگزار شود

وحالا سخنان بزرگواری که در حال توضیح این برنامه بود:

قیمت کتاب در بازار 3500 تومنه

البته سال 84 قیمتش 600 تومن بوده!!!

این سال 84 به نظرم باید به عنوان مبدا تاریخ اقتصادی کشور انتخاب بشه!!